قرارداد وقف خاص

وقف ارتباط تنگاتنگی با مصالح عمومی دارد، مخصوصاً در جوامعی كه اختلاف طبقاتی در آن زیادی باشد. به وسیله وقف، ثروتمند به فقیر می‌اندیشد و توانا به سراغ ناتوان می‌رود و خیلی از نیازمندیهای عمومی از این راه می‌تواند برطرف شود.

وقفی است برای اشخاص یا اشخاص معین و محصور مانند وقف بر اولاد و احفاد و همچنین وقفی که اختصاص به افراد محصور داشته باشد مانند وقف بر اولادان واقف نسل بعد نسل.

در وقف خاص نیز واقف می تواند فرد یا افرادی را جهت اداره موقوفه تعیین نماید که این فرد در تمام طول عمر خود موقوفه را اداره خواهد نمود.

مشاوره رایگان

مشاوره حقوقی رایگان

پرسش سوال حقوقی

راهنمای تلفنی

تماس با شماره ۰۲۱-۸۷۱۳۲گفتگو با کارشناسان و وکلا،‌ جهت انجام سریع پرونده

مشاوره حضوری

مشاوره حضوری با وکیل پایه یک دادگستری

رزرو وقت مشاوره

بسیاری از مردم تفاوت وقف عام و خاص را در این میدانند که در وقف عام اداره اوقاف تصدی موقوفه را بر عهده دارد و در وقف خاص شخص حقیقی ولی این اشتباه است چراکه هم در وقف عام و هم در وقف خاص واقف می تواند متولی تعیین کند و ملاک تشخیص وقف عام از خاص در نوع موقوف علیهم است.

چه تفاوتی میان وقف خاص و عام وجود دارد؟

  1. تفاوت در موقوف علیهم: در وقف عام موقوف علیه غیر محصور و متعدد است ولیکن در وقف عام موقوف علیه محصور است به طوریکه ممکن است وقف بر اولاد باشد ولی در وقف عام وقف بر افراد متعددی از جامعه.
  2. تفاوت در اینکه متولی پیش بینی شده باشد یا خیر؟ اگر در وقف عام متولی تعیین نشده باشد اداره موقوفه با حاکم است و هیچ گاه موقوف علیه حق مداخله ندارد و لیکن در وقف خاص چنانچه متولی تعیین نگردیده باشد موقوف علیه خود موقوفه را اداره می نماید.
  3. تفاوت در نیت واقف: عموماً در وقف عام واقف نیتش در راه خیرات مبرات و یا عزاداری و اعمال مذهبی به صورت انتفاع عموم است ولیکن در وقف خاص مقصود واقف منتفع شدن افراد خاص که محصور و محدود می باشند و در زمان وقف افراد منتفع از وقف در ذهن واقف مشخص است و اغلب در وقف عام موقوف علیه فرزندان و نوادگان و وراث واقف می باشند.

متولی وقف چه وظایف و اختیاراتی دارد؟

  1. قبول کردن تولیت و سرپرستی وقف واجب نیست. اما اگر قبول کرد، بنابر احتیاط واجب نمی­‌تواند خود را عزل کند و اگر خود را عزل کرد، بنابر احتیاط واجب باید به حاکم شرع مراجعه کند تا دوباره نصب شود. اما در عین حال در طول این مدت باز هم باید وظایفش را انجام دهد.
  2. اگر واقف وظیفه­ متولی را مشخص کرده باشد، طبق همان عمل می­‌شود. اگر مطلق گذاشته و مشخص نکرده باشد، وظیفه‌­اش همان چیزی است که متعارف است؛ از جمله اینکه تعمیر و اجاره وقف، گرفتن اجرت و تقسیم آن بین موقوف علیهم بر عهده اوست که همه این وظایف باید با مراعات مصلحت وقف انجام شود.
  3. متولی نمی­‌تواند تولیت را به دیگری واگذار کند؛ حتی با عجز از تصدی امور، مگر واقف چنین اختیاری را هنگام وقف کردن به او داده باشد یا اینکه واگذاری کار به دیگری به­ نحو توکیل باشد؛ یعنی متولی کسی را وکیل کند تا کارها را انجام دهد؛ به شرط آنکه شرط عدم توکیل نشده باشد.
  4. متولی موقوفه حق ندارد کاری کند یا قانونی وضع کند که با مقتضای وقف در تعارض باشد. باید طبق آنچه واقف در هنگام وقف وضع کرده، عمل کند.
  5. اگر چند نفر متولی وقف باشند، هیچ­کدام (حتی اکثریت آنان) حق ندارد دیگری را عزل کند. مگر واقف برای آنان در هنگام وقف چنین اختیاراتی را قرار داده باشد.
  6. متولی وقف باید مصالح وقف را در نظر بگیرد.

به عنوان مثال اگر متولی طبق وقف­نامه مجاز بود موقوفه را اجاره دهد، واجب است در تعیین مبلغ اجاره رعایت مصلحت و منفعت وقف را بنماید. در نتیجه اگر در تخفیف مبلغ اجاره، به سبب اوضاع و احوال خاص مستأجر یا اهمیت کاری که وقف برای آن اجاره داده می‌شود، نفع و مصلحت وقف باشد، اشکال ندارد و الّا جایز نیست.

اگر قبض در وقف صورت نگرفته باشد میتوان از آن رجوع کرد؟

وقف عقدی است عینی، یعنی قبض شرط صحت آن است بر این مبنا ماده ۵٩ ‏قانون مدنی  مقرر داشت است: «اگر واقف، عین موقوفه را به تصرف وقف ندهد، وقف محقق نمی شود و هر وقت به قبض داد وقف تحقق پیدا می کند.» البته برابر ماده 60 قانون مدنی:«در قبض، فوریت شرط نیست بلکه مادامی که واقف رجوع از وقف نکرده است هر وقت قبض بدهد وقف تمام می شود.»

مطابق ماده 62 ‏قانون مدنی: «در صورتی. که موقوف علیهم محصور باشند خود آن ها قبض می کنند و قبض طبقه اول کافی است و اگر موقوف علیهم غیر محصور یا وقف بر مصالح عامه باشد متولی وقف و الا حاکم قبض می کند.» و مطابق ماده 63 :«ولی و وصی محجورین از جانب آن ها موقوفه را قبض می کنند و اگر وقف تولیت را برای خود قرار داده باشد قبض او کفایت می کند.»

سر انجام ماده 67 قانون مدنی اعلام کرده است: «مالی که قبض و اقباض آن، ممکن نیست وقف آن باطل است، لیکن اگر واقف تنها قادر به اخذ و اقباض آن نباشد و موقوف علیه قادر به اخذ آن باشد صحیح است.»

در چه صورتی میتوان مال وقفی را فروخت؟

  1. خراب شدن مال موقوفه.
  2. ترس از خراب شدن مال به حدی که امکان بازسازی آن نباشد.
  3. اختلاف بین موقوف علیهم به حدی شدید و جدی باشد که احتمال قتل و خونریزی داده شود.

هر گاه موقوفه خراب یا در شرف خرابی باشد یا مسلوب المنفعه گردد، تبدیل به احسن یا فروخته می شود و آن چه که مورد نظر واقف بوده به نحو دیگری عمل می گردد. برای تبدیل موقوفه، اخذ مجوز از سازمان اوقاف و امور خیریه ضروری است.

چنانچه موقوفه اجاره داده شده و مجوز ساخت به مستأجر داده شود، بنائی که در ملک ساخته می شود متعلق به سازنده آن می باشد.

فرض کنیم موقوفه زمین کشاورزی بوده که به علت واقع شدن در شهر، دیگر قابل کشت و زرع نباشد و با تغییر کاربری از کشاورزی به مسکونی، قصد احداث ساختمان در آن داشته باشیم. اگر کسی حاضر گردد با هزینه شخصی در آن بنائی مطابق مقررات بسازد، بنای ساخته شده (اعیانی) متعلق به شخص سازنده و عرصه متعلق به موقوفه خواهد بود و سازنده بابت ساخت در زمین مذکور، اول باید وجهی به عنوان پذیره به متولی بپردازد تا مجوز ساخت به وی داده شود و پس از ساخت بنا، سازنده مالک اعیان خواهد شد و می تواند پس از اخذ گواهی پایان کار، سند اعیانی اخذ نماید.

لکن بابت قرار گرفتن بنای احداثی بر روی عرصه موقوفه، می بایست اجاره ای به متولی موقوفه بپردازد که این اجاره مانند هر اجاره دیگری مرتبا تمدید می شود و مطابق نرخ روز، مال الاجاره از صاحب اعیانی به نفع موقوفه اخذ خواهد شد.

مراحل تنظیم قرارداد وقف خاص توسط وکیل

  1. شما نیاز به وقت مشاوره حضوری با وکیل متخصص در امور قراردادها را دارید.(برای دریافت وقت با دفتر تماس حاصل فرمائید)
  2. پس از گرفتن وقت حضوری با وکیل، جزئیات قرارداد و توافقات مربوط به آن را برای وکیل شرح داده و در صورت لزوم وکالتنامه وکیل را امضاء می کنید.
  3. در این مرحله وکیل مراحل قانونی و توضیحات لازم را برای تنظیم قرارداد را انجام خواهد داد.

مدارک لازم برای تنظیم قرارداد وقف خاص توسط وکیل

  1. مدارک شناسایی از قبیل شناسنامه و کارت ملی طرفین قرارداد
  2. ارائه سند و یا مدرک و یا قولنامه و توافقات دو طرف قرارداد