خانواده

بهترین فاصله سنی برای ازدواج

رعایت تناسب در ازدواج جلوه های متعددی دارد؛ نظیر تناسب در تحصیلات، در سن، تمایلات جنسی، تناسب و هماهنگی فکری و عاطفی، تناسب در باورهای ایدئولوژیک و اعتقادات مذهبی و… به نظر می رسد یکی از مهم ترین این تناسب ها، تناسب و هماهنگی در سن زوجین است.

فاصله سنی مناسب میان زن و شوهر را می توان 2تا 4سال و در برخی مواقع 2 تا 7سال یا 4تا 7 سال در نظر گرفت. البته این به آن معنا نیست که اگر یکی دو سال به این سنین افزوده یا از آن کاسته شود، نباید ازدواجی انجام گیرد. شاید بتوان گفت که اگر تمام زمینه ها بررسی شده باشد و مشکل خاصی دیده نشود، می توان فاصله سنی را به دیده اغماض نگریست ولی در عین حال بهترین و مناسب ترین فاصله سنی 2 تا4 سال است. طبیعی است که اگر سایر شرایط، مناسب نباشد، باز هم ازدواج نمی تواند موفق باشد.

فلسفه وجود چنین تفاوت سنی در این است که: اولا خانم ها زودتر به بلوغ عقلی و جسمی می رسند و در نتیجه پختگی روانی لازم را زودتر پیدا می کنند. ثانیا خانم ها زودتر به بلوغ جنسی می رسند و بهتر است به نیازهای آنها زودتر پاسخ داده شود. از طرف دیگر نیازهای جنسی خانم ها نیز زودتر فروکش می کند، بنابراین به علت آمادگی زودتر زنان برای ازدواج و بلوغ اجتماعی است که این تفاوت سنی طرح می شود. از دیدگاه دینی و در روایات اسلامی تناسب های مختلف در ازدواج تحت عنوان کلی، هم کفو بودن مطرح شده است که یک جنبه آن تناسب سنی است.

عدم تفاهم و درک متقابل

با افزایش سن، انعطاف آدمی کاهش می یابد و همین امر در زندگانی مشترک معضل آفرین می شود. در نتیجه محیط امن خانه تبدیل به فضایی ناامن و تحمل ناپذیر می شود. به عنوان نمونه، زنی که از همسر خود بزرگ تر است با توجه به تجربه بیشتری که دارد ممکن است این احساس در او ایجاد شود که او محق تر است و بنابراین دایم امر و نهی کند و کمتر به دیدگاه های همسر خود توجه کند. دعاوی خانواده پیامد چنین رفتاری عدم درک مسایل و مواضع یکدیگر، کناره گیری مرد از مدیریت خانواده، مطیع صرف همسر شدن و از همه مهم تر الگودهی نامناسب برای فرزندان است. یا مردی با داشتن ?? سال سن بیشتر، طبیعی است که می تواند از تجارب بیشتری برخوردار باشد بنابراین این مساله زمینه ای فراهم می کند که شخص ارزش لازم را به نظرهای فرد کوچک تر ندهد یا طرف مقابل بیش از اندازه احساس کوچکی کند و همیشه در حال اضطراب و تشویش باشد و بالاخره از اداره زندگی درمانده شود.

مردانی که با زنان بزرگ تر از خود ازدواج کرده اند مرد به علت عدم تمکین مناسب وکافی زن ممکن است به همسر دوم یا ازدواج موقت بیندیشد.

عدم ارضای مناسب غرایز جنسی

یکی از اهداف ازدواج، ارضای غرایز است و این خود می تواند عامل موثری در تداوم زندگی خانوادگی باشد. اما در سنین بالا، فرد از لحاظ غریزه جنسی افول می کند؛ به نحوی که زوجین نمی توانند موجبات رضایت یکدیگر را در روابط زناشویی به نحو مطلوب تامین کنند و همین امر ممکن است موجبات درگیری را فراهم آورده، محیط خانواده را متشنج کند. این مساله در موارد چشمگیری به بروز افسردگی در زنان جوان می انجامد و در برخی از زنانی که خویشتن دار و باتقوا نباشند، گرایش به انحرافات و لغزش ها دیده می شود و در مردانی که با زنان بزرگ تر از خود ازدواج کرده اند مرد به علت عدم تمکین مناسب وکافی زن ممکن است به همسر دوم یا ازدواج موقت بیندیشد. وقتی که فاصله سنی بین زن و شوهر زیاد باشد، هریک در دوره ای از زندگانی به سر می برند که از لحاظ میل جنسی با هم متفاوت هستند. به عنوان مثال، زنی که در دوران جوانی (18سالگی) به سر می برد و همسرش در 35 سالگی است و به مرز میانسالی نزدیک شده است. در این حالت زوج نمی تواند نیاز جنسی همسر خود را به شکل مطلوب ارضا کند. این عدم ارضای جنسی، ممکن است به شکل های مختلف همچون نق زدن های فراوان، عدم احساس رضایت از زندگی و… در زن جلوه گر شود.

پیدا شدن سوءظن

گاهی وجود فاصله های سنی زیاد باعث می شود که زوجین سوءظن هایی نسبت به یکدیگر پیدا کنند و ممکن است حتی نتوانند دلایلی هم برای این گونه افکار ارایه کنند.

امر و نهی به همسر

در چنین خانواده هایی فرد بزرگ تر به دلیل داشتن تجربه، خود را ملزم می داند که مدام به همسر خود امر و نهی کند؛ امر و نهی بیش از حدی که همیشه مبتنی بر حق نیست، بلکه سلیقه نیز در آن سخت مداخله می کند تا موجبات ناراحتی همسر را فراهم آورد. فرد بزرگ تر احساس می کند که باید فرد کوچک تر را تربیت کند و حال آنکه او انتظار دارد که با همسر زندگی کند، نه آنکه همسر وی نقش پدر و مادر را بر عهده گرفته، به امر و نهی و تربیت وی مبادرت کند. البته زن و شوهر باید برای تکامل و تعالی یکدیگر تلاش کنند و در مواقع ضروری به امر به معروف و نهی از منکر یکدیگر بپردازند.

امتیازدهی بیش از حد

مشکل دیگر این است که فرد بزرگ تر برای اینکه فرد کوچک تر را جذب کند و زندگی تداوم یابد، باید مدام به او امتیازاتی بدهد که وی را به دوام زندگی دلگرم کند اما دادن دایم امتیازات همیشه امکان پذیرنیست، زیرا گاه ،دادن این نوع امتیازها برای فرد بزرگ تر غیرقابل تحمل یا غیرممکن می شود و به این ترتیب از انگیزه طرف مقابل برای ادامه زندگی می کاهد. از سویی طرف کوچک تر که از نقطه ضعف همسر خویش اطلاع یافته درصدد اخذ امتیازهای بیشتری برمی آید که این امر اختلافات خانواده را تشدید کرده و جو ناامنی را بر خانه حکمفرما می کند و به این ترتیب خانواده ای نابسامان شکل می گیرد که کشمکش های ناشی از آن، از ارزش والدین در نزد فرزندان می کاهد و در نتیجه تاثیرات تربیتی آنها را نیز کاهش می دهد.

افزایش طلاق

معضل دیگری که گاه در خانواده هایی که تفاوت سنی زوجین زیاد است دیده می شود، مساله عدم تحمل یکدیگر و وقوع طلاق است. تحقیقاتی که روی 2هزار و 167 پرونده طلاق انجام شده، حاکی از آن است که یکی از مهم ترین دلایل طلاق در میان زوجین، همین تفاوت های سنی، به ویژه بزرگ تر بودن زن از مرد است؛ زیرا این پدیده، چه از نظر فرهنگی و چه از نظر اجتماعی، در جامعه ما پذیرفته شده نیست. در برخی موارد، این ازدواج ها ممکن است به طلاق منجر نشود ولی همواره با پشیمانی همراه است؛ زیرا مشکلات ناشی از این نوع ازدواج ها به قدری زیاد و غیرقابل تحمل است که در اکثر موارد موجبات پشیمانی را فراهم می کند و زندگی ای سراسر مشاجره و دعوا به وجود می آورد که گاهی تاثیرات آن روی زوجین و به ویژه روی فرزندان آنها کمتر از طلاق نیست. این حالت ممکن است امکان بزهکاری و جرم زایی در فرزندان را نیز افزایش دهد.

میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۲ رای

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا