عقد مطلق:: عقدی است که هیچ قید و شرطی درآن نیست و عقد ساده هم میگویند.

عقد مشروط: عقدی است که یکی ازشروط(‌شرط نتیجه ، فعل یا صفت ) درآن قید شده باشد. مثلاً درمعامله ای شرط میشود که مبیع چنان ویژگیهایی را داشته باشد.

به عبارت دیگر بیع مطلق آنچنان بیعی است که هیچگونه شرطی از طرف بایع ومشتری به نفع دیگری یا شخص ثالثی قرارداده نشده باشد و بیع مشروط عکس آنست.

نکته قابل توجه آنست که دربیع مشروط، شرط ضمن عقد نباید فاسد باشد، دراینصورت ممکن است شرط حتی عقد را نیز باطل کند.

رابطه تعلیق و شرط و یا تفاوت آن دو از همدیگر

در اصطلاح عام تعلیق و شرط گه گاهی به جای هم دیگر به کار می روند، به گونه ای که به شرط تعلیق و به تعلیق شرط می گویند؛ اما در اصطلاح خاص این دو تا باهم تفاوت اساسی دارند،

تفاوتشان در این است که تعبیر تعلیق را در جای  بکار می برند که  تحقق ذات معلق، مشروط به تحقق معلق علیه است، مثلاً در انشاء عقد بیع می گوید من این خانه ام را به تو فروختم «اگر» به مدت یکسال خانه دیگری برایم بسازی که در این جا تحقق بیع معلق بر ساختن خانه ی دیگری شده است که اگر مشتری خانه ی دیگر ی نسازد این بیع تحقق پیدا نمی کند؛ درحالیکه در شرط این چنین نیست و تحقق مشروط، معلق بر تحقق مشروط علیه نیست؛ بلکه یک امری فرعی وابسته به مشروط است مثلاً وقتی بایعی، بیع خانه ی را انشاء می کند این طورمی گوید: این خانه را به تو فروختم «به شرط اینکه» تا مدت یک سال خانه ای را برایم بسازی، مفاد این تعبیر این است که بیع از همین حالا محقق شده است و شرط یا آثار آن را نیز خود به خود به وجود می آورد.

به تعبیر دیگر، در عقد مشروط مفاد عقد(التزام اصلی) تحقق پذیرفته است ولی در عقد معلق یا تعلیقی تحقق مفاد عقد موکول به تحقق امر دیگر است.

تفاوت دیگر این است که مشروط در برابر مطلق قراردارد و تقسیم عقد به مطلق و مشروط به لحاظ آن آثار حقوقی است که پس از تمامیت عقد بر روابط دو طرف مترتب می گردد؛ در حالی که تقسیم عقد به عقد تعلیقی و تنجیزی به لحاظ جعل شارع است.

  • نکته حائز اهمیت این است که نباید عقد معلق را با عقد مشروط اشتباه گرفت.

در عقد مشروط طرفین در ضمن تعهدات اصلی که دارند یکسری تعهدات ضمنی و فرعی را هم برعهده می گیرند که این شرط یا شروط باید صریح و روشن بوده و مشروط علیه ملزم به انجام شرط است و الا از طریق دادگاه الزام می شود و در صورت عدم امکان اجرای شرط هم حق فسخ برای مشروط له(کسی که شرط به نفع اواست) به وجود می آید. در حالی که در عقد معلق شرط تعلیقی امری ممکن الحصول است که وقوع آن برای طرفین محل تردید است. در ضمن طرفین بدون وقوع شرط اصلاً عقدی را اراده نمی کنند و در صورت عدم وقوع شرط نمی توان متعهد را ملزم به انجام شرط کرد.

نتیجه اینکه تعلیق موکول کردن عقد به امر دیگری است به طوری که پیش از تحقق امر معلق علیه عقدی به وجود نمی آید در صورتی که شرط امر فرعی متصل به عقد است که تشکیل عقد متوقف بر آن امر فرعی نیست. عقد در زمان انشا محقق می شود و شرط یا آثار آن را با خود به وجود می آورد.

درحال ارسال
امتیاز دهی کاربران
3.17 (6 رای)
امتیاز نظرات 0 (0 امتیاز دهی)

  • facebook
  • twitter
  • linkedin
  • linkedin
  • linkedin

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

درحال ارسال