تبهکاران پایتخت شب ناآرامی داشتند و سایه پلیس را بالای سر خود دیدند. عملیات ویژه پلیس تهران بامداد ۵ مردادماه سال جاری کلید خورد.این تبهکاران با جرم‌های مختلف از قبیل کیف‌قاپی، زورگیری، جیب بری، سرقت از خانه‌ها و… از سوی پلیس شناسایی و ردیابی شدند.سردار عباسعلی محمدیان رئیس پلیس آگاهی تهران ظهر روز گذشته در شروع عملیات شبانه از دستگیری ۱۰۶ تبهکار و مالخر خبر داد.

وی گفت: این تبهکاران که دزد خانه، زورگیر و کیف‌قاپ بودند در عملیات چهار ساعته شناسایی و دستگیر شدند که ۷۹ نفر از آنان  دزدان زورگیری بودند.وی افزود: در این عملیات، ۱۱۰ تیم پلیسی با ۶۰۰ مأمور پلیس شرکت داشتند و ۷۰ نفر از بازداشتی‌ها دزدانی هستند که بارها دستگیر و زندانی شد‌ه‌اند.

سردار محمدیان درباره تعداد این تبهکاران گفت: اعضای ۲۲ باند مختلف که از سه تا هفت نفر تشکیل شده بودند در این عملیات دستگیر شدند و یکی از مالخرها در فرار از دست پلیس از طبقه سوم به پایین سقوط کرد و راهی بیمارستان شد.رئیس پلیس آگاهی تهران اظهار داشت: این دزدان خشن در استان البرز، غرب و شرق تهران نقشه‌های شومشان را عملی می‌کردند. یکی از باندهای شش نفره که در شمال کشور اقدام به اعمال مجرمانه می‌کردند نیز با تلاش پلیس شناسایی و دستگیر شدند.

دزدان خانه‌های لوکس

سعید ۳۰ ساله که به جرم سرقت از خانه‌های ویلایی دستگیر شده بود گفت: با همدستی دو دوستم و یک زن به شناسایی خانه‌های ویلایی در کرج دست می‌زدیم. هر خانه‌ای که شیک‌تر بود را شناسایی می‌کردیم و با بالارفتن از دیوار وارد خانه می‌شدیم. برایمان مهم نبود کسی در خانه باشد یا نه، همین که می‌فهمیدیم خانه لوکس است با تجهیزات وارد خانه می‌شدیم و ساکنان را غافلگیر می‌کردیم.وی گفت: با بستن دست و پای ساکنان آنها را در گوشه‌ای از خانه قرار می‌دادیم و با چاقو تهدیدشان می‌کردیم تا جای طلا و جواهراتشان را نشان بدهند سپس با برداشتن پول‌های نقد، طلا و جواهرات فرار می‌کردیم

.وی درخصوص فروش طلاهای دزدی گفت: یکی از همدستانم به همراه زن ۲۶ ساله‌ای وارد طلافروشی‌ها می‌شدند و با این ادعا که طلاها کادو هستند آنها را بدون فاکتور به فروش می‌رساندند.این تبهکار جوان بیان کرد: یکی از سابقه‌داران که در زندان با او آشنا شده بودم یکی از همدستانم بود، او دوستی معروف به مسعود زاغی در خارج از زندان داشت و از طریق وی از زندان به ما آمار می‌داد و ما به سراغ طعمه‌ها می‌رفتیم و سپس سهم وی را در یک حساب برای او انتقال می‌دادیم.زن ۲۷ ساله که به همراه سه تبهکار دستگیر شده است نیز گفت: حدود ۱۰ ماه پیش در راه دادگاه همسرم با این افراد آشنا شدم و تنها دوبار همراه آنها رفتم و طلاها را فروختیم، من گناهی ندارم.اعضای این باند به سه خانه در خادم‌آباد و یک خانه ویلایی در کرج دستبرد زده‌اند.

زورگیر خشن

وحید ۲۴ ساله که به جرم زورگیری دستگیر شده است، گفت: حدود دو یا سه سال پیش در منطقه بالای شهر گوشی یک مردی را دزدیدم که از ترس در آن شرایط مجبور شدم حتی موتورم را در صحنه جا بگذارم و فرار کنم.امید ۲۰ ساله که از هم محله‌ای‌های سعید است، بیان کرد: ما در خیابان پرستار پیروزی زندگی می‌کنیم. حدود یکسالی می‌شود که ازدواج کردم و پس از آن اصلاً مرتکب خلافی نشدم اما حدود دو سال پیش به دلیل مشکلات مالی وسوسه شدم و به کیف‌قاپی دست زدم.من در باتری‌سازی کار می‌کردم و شغل آبرومندانه‌ای داشتم اما وقتی برای نداشتن جواز مجبور به بستن مغازه‌ام شدم و همزمان پدرم مرا از خانه بیرون انداخت راهی جز دزدی ندیدم و پشیمانم و حالا هم در مغازه باتری‌سازی که باز کردم کار می‌کنم که شب گذشته ناغافل دستگیر شدم.

میلاد ۱۹ ساله نیز که به عنوان یکی از تبهکاران دستگیر شده ادعا می‌کند تنها یکبار و در منطقه زیر پل بعثت دست به گوشی‌قاپی زده است.این تبهکار گفت: در آن سرقت من گناهی نداشتم و تنها راننده موتورسوار بودم و دوستم کیف‌قاپی می‌کرد.حسام ۲۳ ساله که در خیابان جمهوری در پاساژ علاء‌الدین گوشی‌های دست دوم را خرید و فروش می‌کند، گفت: من نقاش ساختمانم و مدتی در کار خرید و فروش گوشی بودم و همه گوشی‌هایم کارتن‌دار بودند و گوشی‌های دزدی هرگز به دستم نرسیده است.

باند ورزشکاران

دو باند هفت نفره که اعضای آن از ۱۵ ساله تا ۴۲ ساله هستند اقدام به کیف‌قاپی و سرقت گوشی‌های موبایل می‌کردند که از سوی پلیس شناسایی و دستگیر شدند. اعضای این باند هر کدام نقش خودشان را در سرقت‌ها ایفا می‌کردند، به این صورت که یک بِبَر راننده موتور داشتند و آن فرد نقش راننده را ایفا می‌کرد و فرد دیگر به عنوان بگیر، گوشی‌ها یا کیف‌ها را از افراد می‌قاپید و فرد دیگر که به اسکورت مشهور بود به عنوان فرد ضعیف وقتی با مالباخته مواجه می‌شد و از او درخواست کمک می‌کرد به بهانه دستگیری دزدان او را سوار موتور می‌کرد و به سمتی می‌برد تا همدستان بتوانند صحنه سرقت را ترک کنند و مالباخته را به اشتباه می‌انداخت.

یکی از افراد که مالخر بود نیز در خانه مجردی‌اش در بومهن اجناس دزدیده شده را مخفی می‌کرد که سرانجام این مخفیگاه شناسایی شد و اعضای این باند که همه هم‌محلی و از منطقه پیروزی بودند، شناسایی و دستگیر شدند.این تبهکاران همه بچه‌های ورزشکار بودند تا بتوانند سرعتی دویده و فرار کنند. یکی از این پسران به نام «امیر» از سوی دامادشان آموزش دیده و در باند تبهکاران گرفتار شده بود.

پنچر کردن خودروها

دنیازاده ۲۵ ساله یکی از مالباختگان گفت: ۲۷ بهمن ماه سال گذشته بود که برای انتقال پول به عابربانک رفتم اما از آنجایی که مبلغ پول بالا بود به بانک مراجعه کردم. ۵۲ میلیون تومان پول دستم بود، وقتی برای انتقال پول به یکی از بانک ها  در پاسگاه نعمت‌آباد رفتم، متوجه شدم خودرویم پنچر شده است و در حالی که پول‌هایم را در کیف و داخل خودرویم گذاشته بودم برای پنچرگیری پیاده شدم که ناگهان دیدم یک موتورسوار در خودرو را باز کرد و کیفم را دزدید.

سابقه‌دار حرفه‌ای در‌باره نحوه سرقت گفت: به شیوه زاغ‌زنی عمل می‌کردیم. یکی از همدستانم طعمه را شناسایی می‌کرد سپس نقشه‌مان را عملی می‌کردیم. اگر طعمه خودرو داشت در موقعیت مناسب با چاقو لاستیک خودرو را پنچر می‌کردیم و سپس دست به سرقت می‌زدیم، در غیر این صورت با زورگیری و تهدید،  اموال آنها را می‌دزدیدیم. وی گفت: تاکنون حدود هشت بار دست به سرقت زدیم که در آخرین بار از طریق دوربین مداربسته شناسایی و دستگیر شدیم.

دزد مسلح

بهزاد ۳۰ ساله که به اتهام سرقت خودروها و داشتن تپانچه دستگیر شده بود، گفت: خودروهایی که در خیابان پارک بود را شناسایی می‌کردم و سپس به آنها دستبرد می‌زدم. چندی قبل یک تپانچه را به ارزش یک میلیون و ۲۵۰ هزار تومان از یکی از سابقه‌داران خریدم تا همراهم داشته باشم. آن را در خانه مخفی کرده بودم تا در مواقع ضروری از آن برای تهدید استفاده کنم.این مرد تبهکار شب گذشته در غرب تهران غافلگیر شد.

دزد موبایل

امیرحسین ۲۳ ساله که تاکنون به ۱۰۰ فقره سرقت موبایل در سطح شهر دست زده بود نیز گفت: در خانی‌آباد زندگی می‌کنم. از روی ناچاری و بدبختی دست به سرقت می‌زدم و با همدستی یکی از دوستانم طعمه‌ها را شناسایی و از آنها زورگیری می‌کردیم و پول و موبایلشان را می‌دزدیدیم.وی گفت: ۳ برادر دیگر هم دارم و  من فرزند سوم خانواده هستم. از اول بدبختی کشیدم و با مشکلات بزرگ شدم و همین باعث شد به این روز گرفتار شوم و این راه را انتخاب کنم. چرا من مثل بچه‌های بالا شهری نباشم؟

درحال ارسال
امتیاز دهی کاربران
0 (0 رای)
امتیاز نظرات 0 (0 امتیاز دهی)

  • facebook
  • twitter
  • linkedin
  • linkedin
  • linkedin

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

درحال ارسال