اصطلاحات حقوقی

دادورز (مامور اجرای احکام ) کیست و چه انتظاری از او باید داشت ؟

مأمور اجرا یا دادورز زیر نظر مدیر اجرا، رأی دادگاه را اجرا می‌کند؛ بنابراین عملی کردن مفاد و مندرجات اجراییه دادگاه یا اداره ثبت اسناد و املاک کشور بر عهده مأمور اجراست. وظایف و مسئولیت‌های مأمور اجرا را می‌توانیم در قانون اجرای احکام مدنی بیابیم. بنابراین در سلسله مراتب اجرای رأی، دادورز زیر نظر مدیر اجرا فعالیت می‌کند که او هم مطابق با دستور رییس دادگاه عملیات اجرایی را مدیریت و کنترل می‌کند.

از دادورز چه انتظاری داشته باشیم؟

وقتی حدود وظایف و اختیارات مأمور اجرا را بدانیم انتظارات ما از وی معقول و منطقی خواهد بود، در غیر این صورت با انتظارات نابه‌جا ممکن است مواجه با پاسخی شویم که ما را از روند رسیدگی دلسرد کند. ابلاغ اجراییه چه به صورت واقعی باشد و چه به صورت قانونی، نخستین وظیفه دادورز است. پس از ابلاغ اجراییه، مدیر اجرا نام دادورز مأمور اجرا را در ذیل اجراییه می‌نویسد و عملیات اجرایی را به عهده او محول می‌کند. علاوه بر این، کارهای مرتبط اجرای اجراییه نیز بر عهده دادورز است.

عملیات و اقدامات اجرایی به استناد ماده 4 قانون اجرای احکام مدنی، ظرف 10 روز از تاریخ ابلاغ اجراییه به محکوم علیه به اجرا گذاشته می‌شود. این اقدامات با توجه به موضوع محکوم‌به، متفاوت است و حسب مورد از توقیف اموال تا انجام فعل یا ترک فعل و هم چنین مزایده و فروش خواهند بود.

حق الزحمه داوری

فرآیند اجرای رأی، توسط مأمور اجرا

قبل از هر چیز به یاد داشته باشید که هیچ رأیی اجرا نمی‌شود، مگر اینکه ذی‌نفع آن را تقاضا کند؛ بنابراین انتظار نداشته باشید بعد از صدور رأی همان‌طور که شما در منزل مشغول استراحت هستید روند اجرای حکم خود به خود شروع شود و به نتیجه برسد. بعد از درخواست صدور اجراییه اجرای حکم و پس از اینکه درخواست صدور اجراییه به پیوست مدارک لازم تسلیم دفتر دادگاه شد، مدیر دفتر آن را با گزارش لازم تقدیم دادگاه می‌کند. رییس دادگاه با توجه به درخواست و پیوست‌های آن و بعد از اینکه معلوم شد شرایط صدور اجراییه وجود دارد اقدام به صدور دستور اجراییه می‌کند.

مسئولیت دادورزان

نقش مهمی که دادورزان بر عهده دارند، باعث شده است که برخی حساسیت‌ها نسبت به کار آنان وجود داشته باشد. علاوه بر مسئولیت‌های کیفری و مدنی، تخلفات انتظامی دادورزان هم موجب تعقیب انتظامی خواهد بود. اگر دادورز دچار تخلفی شود مورد تعقیب انتظامی قرار می‌گیرد و به یکی از کیفرهای اداری توبیخ، کسر مقرری ماهیانه تا یک ثلث از یک تا شش ماه و اخراج از خدمت محکوم می‌شوند. رییس دادگاهی که دادورز تحت نظر او انجام وظیفه می‌کند، به تخلفات انتظامی مأمور رسیدگی می‌کند و در صورت بروز تخلفی پس از جلب نظر دادستان درباره مأمور متخلف مجازات انتظامی مقرر شده در قانون اعمال می‌شود.

علاوه بر این دادورزان ممکن است با توجه به وظیفه‌ای که بر عهده دارند، مرتکب جرایم خاصی هم شوند؛ برای مثال یکی از جرایمی که در مورد این گروه ممکن است رخ دهد، خیانت در امانت است. ممکن است مأمور اجرا وجوه یا اموالی را که در نزد او بوده است، تلف کند در این صورت فوری از محکمه‌ای که مأمور در نزد آن مأموریت دارد قرار توقیف و بازداشت او تقاضا می‌شود و این وضع تا زمانی که وجوه تفریط شده پرداخت شود، ادامه خواهد داشت.
علاوه بر این ممکن است خسارتی از سوی دادورز وارد شود که ریشه در تقصیر او داشته باشد؛ در این صورت هم او باید این خسارت را جبران کند. هر گاه به واسطه اقدامات غیرقانونی مأموران اجرا خساراتی بر اشخاص وارد شود، مأموران موافق قانون به تأدیه خسارت محکوم می‌شوند. همچنین اگر کسانی مانع دادورز و مأمور اجرا در انجام وظایفشان شوند، علاوه بر مجازات مقرر در قوانین کیفری مسئول خسارات ناشی از عمل خود نیز هستند.

مسئولیت دادورز
بنابراین در خصوص مسئولیت‌های مختلف دادورز می‌توانیم یک تقسیم‌بندی به این ترتیب ارایه کنیم:

  • در خصوص جرایم دادورز دادسرای محل وقوع جرم رسیدگی می‌کند.
  • در خصوص تخلفات اداری، دادورز به تخلفات اداری معرفی خواهد شد.
  • رسیدگی به اعتراض راجع به توقیف و صورت‌برداری و تشریفات مزایده و غیره همان دادگاهی است که مأمور

اجرای تحت امر او، اقدام به ایفای وظایف می‌کند به موضوع رسیدگی خواهد کرد.

امتیازات مأموران اجرا

در مقابل مسئولیت‌های متنوعی که برای مأمور اجرا در نظر گرفته شده است، برخی امتیازات هم برای او پیش‌بینی شده است؛مثلا اگر هنگام اجرای حکم، نسبت به مأموران اجرا مقاومت یا سوء‌رفتاری صورت گیرد، آنان می‌توانند از مأموران انتظامی برای اجرای حکم کمک بخواهند. دادورزان می‌توانند در مواقع لزوم از کمک آنان استفاده کنند و یکی از موارد لزوم، مواجه شدن با سوء رفتار است.

منظور از سوء رفتار اقدامی فراتر از مقاومت است؛ به عبارت دیگر اگر سوء رفتار در قالب امر جزایی باشد مرتکب از این جهت نیز قابل تعقیب کیفری خواهد بود. مأمور نیروی انتظامی وظیفه دارد به این درخواست دادورز پاسخ مثبت دهد و او را در این خصوص یاری کند.

اما اگر مأمور نیروی انتظامی امتناع کند تکلیف چیست؟ مأمور اجرا در این خصوص، صورت‌مجلسی تنظیم و توسط مدیر اجرا برای تعقیب به مرجع صلاحیت‌دار می‌فرستد.

امتیازات دادورز

چرایی رد مأموران اجرایی

گفتیم که برای اجرای رأی باید به خدمات مأموران اجرا یا دادورزان دل ببندید؛ اما ممکن است به بی‌طرفی و عملکرد عادلانه دادورز اعتراض داشته باشید. در این صورت بهتر است از ابتدا وی را وارد جریان اجرای رأی نکنیم. این کار با طرح ایراد رد امکان‌پذیر است. موارد رد مأموران اجرا به استناد ماده 18 قانون اجرای احکام مدنی عبارتند از:

  1. امر اجرا راجع به همسر آنان باشد.
  2. امر اجرا راجع به اشخاصی باشد که مدیر و یا دادورز و مأمور اجرا با آنان قرابت نسبی یا سببی تا درجه سوم دارد.
  3. مدیر یا دادورز (مأمور اجرا) قیم یا وصی یکی از طرفین یا کفیل امور او باشد.
  4. وقتی که امر اجرا راجع به کسانی باشد که بین آنان و مدیر یا دادورز (مأمور اجرا) یا همسر آنان دعوای مدنی یا کیفری مطرح است.

اما اگر دادورز رد شود در این صورت اگر دادورز دیگری در دادگاه باشد، امر اجرا به او واگذار می‌شود؛ اما اگر دادگاه همان یک دادورز را داشته باشد تکلیف چیست؟ اگر در آن حوزه مدیر یا مأمور دیگری نباشد، اجرای حکم به وسیله مدیر دفتر یا کارمند دیگر دادگاه یا حسب مورد مأموران نیروی انتظامی به عمل خواهد آمد. بعضی بر این عقیده‌اند که ارجاع به دادورز دیگر، از اختیارات مدیر اجراست؛ زیرا در امر ارجاع نیز رعایت سلسله‌مراتب اداری ضروری است و بین رییس دادگاه و دادورز (مأمور اجرا) مدیر اجرا وجود دارد؛ بنابراین دلیلی وجود ندارد که وقتی مسئول مستقیم می‌تواند امر اجرا را به دادورز دیگر محول کند، رییس دادگاه در این مداخله کند.

شما برای اجرای حکم قبل از هر چیز باید درخواست صدور اجراییه کنید. بعد از صدور دستور اجرا دادورز یا مأمور اجرا مهم‌ترین نقش را در اجرای رأی شما بر عهده دارد. البته نقش مأمور اجرا در اجرای رأی زمانی بیشتر می‌شود که محکوم‌علیه با میل و رضایت رأی را اجرا نکرده باشد.

وی 10 روز از زمان ابلاغ اجراییه فرصت دارد که رأی دادگاه را اجرا کند و اگر از این مهلت استفاده نکرد و رأی را با رضایت به اجرا درنیاورد در این صورت نوبت به مراجعه به مأموران اجرا برای توقیف اموال منقول یا غیر منقول محکوم‌علیه می‌رسد.

تشریفات توقیف اموال منقول با غیر منقول متفاوت است؛ اما در هر دو مورد مأمور اجرا نقش پررنگی را بر عهده دارد.

میانگین امتیازات ۴ از ۵
از مجموع ۱۷ رای

نوشته های مشابه

‫3 دیدگاه ها

  1. سلام ممنون از اطلاع هاتون که مردم و روشن میکنید . البته امیدوارم درزندگی طوری زندگی کنیم که اینطورحاهاپا نزاریم اما گاهی وقتها هم پیش میاد محبور میشی بهرحال تشکر میکنم ضمنا باید عرض کنم تمام ویابیشتر ایندقوانین اضلا اجرا نخواهد شد و هرکسی قانون خودش و اجرا میکنه . درقانون تضرف عدوانی میبایست بدون نوبت رسیدگی شود که در پرونده من حدوا یکسال طول کشید یعنی اگر کسی وارد خونه و یا ملک ما شد و وقتی میخوای جلوی مشگلاتی که بگیری باید شکایت کرد لذا یکسال طول میکشه قاضی رسیدگی کنه . حالا بعد تقریبا یکسال 30/2 حکم صادرشد و طرف هم اعتراضی که نمیدونست داشته باشه چون حکمی که صادرشد فقط نوشته 5میلیون بخاطر جوان بودن طرف جریمه شد حتی نوشته هم نشد ریال ویا تومان . وبعد به اطاق اجرای احکام برای اجرا بره 9تیر طول کشید و الان هم 14شهریور است هنوز منتظرم که ملک خودمو پس بگیرم . چند روز پیش وکیلم به دفترش که یک نفر است و ریس انجمن اسلامی اداره هم است و با قاضی که اونم یک نفره و ریس دادگستری است ضمیمی میباشد بهش رحوع کرد و در باره احرا پرسید ایشان فرمودند چشم عجله نکنید ظرف دو یاسه هفته و یک ماه دیگه اون دو خط و لطف میکنه می نویسه و با انتظامی میگه بریم تحویل بگیریم حالا یکماه دیگه کی میشه خدا میدونه . ضمنا این اقا با همون کسی که نلک منو تضرف کرد دوست زمان بچگی هم است . بله قربان این است قضاوت کشور ما ایران عزیز . ببخشید مزاحمتون شدم و وقت شما را گرفتم . خواستم درد دلی کرده باشم . دراخر خداکنه هیچکسی حتی ناخواسته به دادگستری وارد نشه .

    1. بادرود .خواهر همسرم که یک پزشک با سابقه و خوشنام هست میخواست در بانک رفاه کارگران مبلغ یکمیلیارد تومان رو به همسرم بابت فروش دو دانگ مرغداری انتقال بده.رئیس بانک که یک فرد هتاک فحاش بود و اساسا جایگاهش اون نبود از خواهر همسرم تقاضای اسناد و مدارک میکنه ایشون هم قولنامه خانوادگی با امضای چهار شاهد مرد و همچنین وکالت بلاعزل برای انتقال دو دانگ مشاع مرد معامله رو به رئیس بانک ارائه میده ولی رئیس بانک‌با وقاحت پشت قولنامه رو کتبی نوشته و مهر کرده که باید قولنامه بنگاهی ارائه کنید .با مراجعه به یکی دیگر از شعب بانک رفاه با همان موارد فوق الاشاره انتقال پول انجام میشه و من به سازمان بازرسی کل کشور و بانک‌مرکزی بصورت اینترنتی از رئیس بانک مذکور شکایت کردم نه تنها هیچی توش در نیومد بلکه بانک رفاه با وقاحت از من شکایت کرده و قطعا دادگاه از اونها حمایت میکنه .فقط باید رابطه داشته باشید وگرنه نابود میشید

  2. سلام، همسرم من محکوم به تمکین شده و برای اجرائیه به دادورز اجرای احکام سپرده شده، دادورز برای دیدن منزل برای کلانتری نامه ای نوشت که یا ممدکار و یا مامور مجرب برای دیدن منزل زوج فرستاده بشه، کلانتری هم مساعدت کرد و ستوانی را برای دیدن منزل فرستاد و منزل و اثاث البیت را در شان زوجه دانست و با تماس با زوجه متوجه شد که قصد تمکین ندارد و با نامه ای برای اجرای احکام شهید باهنر تهران کتبی اعلام کرد و گزارش کلانتری رو به دادورز شعبه ارسال کرد، دادورز علیرغم گزارش کلانتری زوجه را ناشزه نکرد و دوباره ابلاغیه برای زوجه فرستاد! زوجه هم به اصطلاح برای اینکه چوبی لای چرخ بکنه به دادورز گفته بود خانه ای که من زندگی میکردم اون واحد نبود و واحد دیگری بود!!! دادورز هم نامه به ممدکار فرستاد و ممدکار هم به منزلی که من مشخص و معین کرده بودم آمد و به ضد من نوشت این منزل منزل زوجه نبوده!!! و به من گفت چرا همسرت رو طلاق نمیدی!!! چون کل آپارتمان ۳واحدی هست و هر ۳ واحد متعلق به مادر بندست مجدد یه قولنامه ای بین من و مادرم در بنگاه نوشته شده و به اجرای احکام شعبه مربوطه بردم، و در کمال تعجب دادورز به من گفت مادرت باید بیاد تعهد کتبی بده که هیچ گونه ادعایی راجب اون واحدی که معرفی کردی برای زوجه نداشته باشه!!! این درصورتی هست که قولنامه ی رسمی بین من و مادرم راجب اون واحد به اجرای احکام برده بودم، با این حال برای اینکه بهانه ای دست دادورز ندم مادرم را که صاحب واحد هست رو به اجرای احکام بردم و تعهدی هم داد که هیچ گونه ادعایی بابت اون واحد ندارم!!! اما باز دادورز با بهانه ی دیگری گفت زوجه گفته وسایل من در اون واحد متعلق به من نیست!!! در صورتی که زوجه اصلا جهیزیه ای با خود به منزل من نیاورده بود!!! نمیدونم چرا دادورز یکطرفه و جانبدارانه از زوجه نمیخواد ایشون رو ناشزه بکنه و با هر سازی که زوجه میزنه به اصطلاح میرقصه، واقعا درمانده شدم، از طرفی هم زوجه نفقه رو اجرا گذاشته و این اتلاف وقت به نفع زوجه هست، من نمیدونم چرا دادورز زوجه را ناشزه نمیکنه!!! اگر زوجه ادعایی راجب وسایل منزل داره میتونه از طریق دعوای استرداد جهزیه موضوع رو پیگیری کنه و ارتباطی به دعوای تمکین نداره!!!شکایتم رو از اون دادورز به کجا ببرم که نمیزاره زوجه ناشزه بشه! به کدوم نهاد و مقام و مسئول مراجعه کنم تا به فریاد من برسه.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا