چگونه قراردادی را باطل کنیم؟

به یقین در دنیای پرتنش امروز، یکی از مباحث مهم و قابل توجهی که می تواند جوامع مختلف بشری را از گزند اختلافات شخصی و جمعی در امان بدارد، «آشنایی آنها با حقوق یکدیگر و قانون» است. اصلی ترین اثر این آشنایی و آگاهی را می توان در جلوگیری از وقوع بسیاری از این مشکلات و اختلافات حقوقی، که هر جامعه ای به نحوی با آن سرو کار دارد دانست.

انسانها ناتوانند که بخواهند تمامی نیازهای خود را به‌ تنهایی تأمین نمایند و همین امرموجب شده تا به دیگر هم نوعان خود رجوع کنند و از طریق ایجاد و برقراری روابط اجتماعی، نقایص و خلأهای زندگی خود را پر کنند. بدیهی است روابط با دیگران ـ که ممکن است پولی یا غیرپولی باشند ـ بدون تعیین ضوابط و مقررات خاص نمی‌­توانند دوام بیاورند. از این ‌روی، با گذر زمان مشاهد شد که این سبک زندگی، انسان را به سمت­ تنظیم قواعد و مقررات برای بهترکردن این روابط سوق داد. در کنار این قواعد قالب‌هایی ظاهر شد که روابط افراد در درون آن­ها مشخص می شود و یکی از مهمترین آن­ها، قراردادها یا معاملات است. انعقاد قراردادها و بر هم ‌زدن آنها هم تابع قواعد مشخصی است. در این ارتباط یکی از اصطلاحات مرتبط با قراردادها، بطلان یا ابطال قرارداد است. شاید بارها این جمله به گوشتان خورده باشد که «مثلا این قرارداد یا معامله باطل است» اما واقعا منظور از بطلان معاملات چیست و در چه صورتی می‌ توان گفت که یک معامله باطل است؟

قرارداد

در این مقاله قصد داریم شما را با مقوله ابطال معاملات و معاملات صحیح آشنا نماییم . همراهمان باشید.

بطلان قراردادها به چه معنی است؟

هر یک از عقود و معاملاتی که در قانون پیش ‌بینی شده است آثار مشخصی دارد که میتوان آنها را به آثار اصلی و فرعی تقسیم بندی کرد. اشخاص برای تحقق این آثار است که قرارداد منعقد می‌ کنند. برای نمونه اثر اصلی عقد بیع (خرید و فروش) انتقال مالکیت از فردی به فرد دیگر است، یعنی فردی که با پرداخت مبلغی، زمین شخص دیگر را خریداری می کند، با این قرارداد، مالکیت زمین از فروشنده به او منتقل می شود. در مقابل فروشنده‌ زمین هم مالک پول یا مال دیگری می شود که خریدار به او پرداخت کرده است. مثال دیگر این قراردادها یا عقود، عقد ازدواج یا نکاح است. اثر اصلی و مستقیمی که عقد ازدواج دارد، ایجاد رابطه‌ زوجیت است، یعنی با جاری شدن این عقد، زن و مرد به هم مَحرم شده و حقوق و وظایفی برای هریک از آن­ها ایجاد خواهد شد.

اما مسئله مهم اینجاست در برخی اوقات به علت عدم رعایت قواعد و مقررات که قانونگذار پیش ‌بینی نموده است، نمی توان یک قرارداد را بوجود آمده تلقی کرد. در واقع وقتی که از باطل بودن یک قرارداد یا معامله­‌ای صحبت میکنیم، منظور اصلی  این است که اصولا هیچ معامله یا قراردادی شکل نگرفته و بوجود نیامده، در نتیجه هیچوقت آثار اصلی و فرعی مربوط به قرارداد هم به‌ وجود نخواهد آمد. در واقع هنگامی که گفته می شود «قراردادی باطل است»، منظور این است که این قرارداد یا معامله از بدو امر هم به وجود نیامده و گویا هیچ قراردادی در میان نبوده است، نه این که ابتدا و در یک زمان معینی به وجود آمده و بعد از آن از بین رفته باشد.

از این رو تاکید می ‌شود که «قراردادهای باطل همچون فرد مُرده ای است که در هیچ شرایطی نمی­‌توان آن را زنده کرد». پس هنگامی که عنوان شود قرارداد بیعی باطل میباشد، بر این‌ اساس هیچ مالکیتی هم به هیچ‌یک از طرفین (یعنی خریدار و فروشنده) انتقال پیدا نخواهد کرد و حقوق و تکالیف بعدی یا همان اثرات عقد بیع هم بر هیچ‌یک از آنها بار نمی شود.

موارد باطل بودن معاملات

زمانیکه یک قرارداد با رعایت تمامی شرایط و مقررات قانونی شکل می‌ گیرد، طرفین قرارداد یا عقد می­‌توانند در صورت وجود برخی مواردی که قانونگذار ذکر نموده است، آن را برهم بزنند یا گاها قرارداد، بدون اراده طرفین و به‌صورت خودکار برهم می‌ خورد.

  1. حالت اول که قرارداد با دخالت اراده‌ ی طرفین عقد به هم میخورد، «فسخ» نام دارد.
  2. حالت دوم که اراده دوطرف قراداد هیچ دخالتی در از بین رفتن آن ندارد، «انفساخ» گویند.

هریک از این دو حالت برای آنکه ایجاد شود ، نیاز به شرایطی دارد. نکته ‌قابل ذکر آن است که عدم رعایت کردن شرایط قانونی همیشه به بطلان قرارداد و معاملات منتهی نخواهد شد و در بعصی مواقع ممکن است سرنوشت دیگری را برای قرارداد ایجاد کند. برای همین باید به این سوال پاسخ داد که در صورت وجود چه شرایطی می توان گفت که یک قرارداد باطل است؟

موارد باطل بودن معاملات

با استناد به چه دلایلی میتوان یک قرارداد را باطل کرد؟

نبود قصد در انعقاد معامله از سوی هریک از طرفین

یک عمل حقوقی برای آنکه انجام شوند و آثار قانونی خود را به وجود آورد، نیازمند قصد و نیت طرفین عقد به انعقاد آن معامله خاص است. منظور از قصد آن است که شخص باید بخواهد معامله ‌ای را به انجام رساند در واقع شخصی که معامله ای را انجام میدهد یا عقدی را منعقد میکند، هم باید انجام آن معامله و هم جاری شدن آثار مربوط به آن معامله را بخواهد. بنابراین اگر شخصی، دیگری را به انجام یک معامله اجبار کند، در این حالت با توجه به اینکه این شخص در انجام معامله مجبور بوده و در حقیقیت به اجبار معامله ای را انجام داده است، طبق قانون می توان گفت چون قصد انجام آن عقد را نداشته، قراردادی هم واقع نشده و در واقع معامله باطل است.

برای مثال اگر فردی پس از مصرف مسکرات و در حالت مستی معامله ای را انجام دهد، با توجه به حالتی که دارد و به علت نبود قصد انجام معامله در چنین وضعیتی، قرارداد باطل خواهد بود. یکی دیگر از مواردی که در آن به علت نبود قصد، معامله باطل است، معاملات صوری است. معامله‌­ صوری به معامله ای اطلاق میشود که افراد در ظاهرامر معامله­‌ای را منعقدمی‌­کنند اما در واقع قصد انجام شدن آن را ندارند که آثار مربوط به آن معامله بر رفتارهای آن­ها بار شود.

نداشتن اهلیت انعقاد معامله

اهلیت به معنای صلاحیت و شایستگی دارا شدن حق است. هر انسان زمانیکه متولد می‌­شود، شایستگی و توانایی داشتن حق را پیدا می کنند اما برای آنکه بتوانند حقوق خود را اِعمال یا اجرا کنند باید شرایط خاصی هم داشته باشند که مهم ‌ترین آنها عبارتند از:

  • عقل
  • بلوغ
  • رشد

بنابراین افرادی که صغیر باشد یعنی به سن بلوغ نرسیده باشد و شخصی که عاقل نباشد یعنی مجنون ودیوانه باشد، معامله‌ ای که انجام می‌­دهد باطل خواهد بود. همچنین در خصوص قراردادهای شخص سفیه (شخصی که نتواند همچون یک انسان معقول امور مالی خود را اداره کند) در خصوص امور مالی، باطل است.

مشروع نبودن جهت معامله

هر قراردادی با هدف خاصی منعقد می شود و این اهدف، در معاملات مختلف اشخاص متفاوت است. یک نفر خانه‌ ای را می‌ خرد تا در آن زندگی کند و دیگری خانه ای می خرد تا اجاره داده و در اختیار مستاجر قرار دهد. هیچ ضرورتی ندارد که طرفین عقد، هدف خود از انجام معامله در قرارداد ذکر کنند اما اگر هدفی در قرارداد ذکر شده باشد، باید کاملا مشروع باشد. یا اگر شخصی خانه‌ ای می خرد، موظف نیست اعلام کند که برای چه منظوری آن را خریداری کرده اما اگر بخواهد هدف خود را اعلام کند، این هدف باید مشروع باشد. پس اگر شخصی در قرارداد ذکر کند که خانه را برای تأسیس مرکز فحشا خریداری می ‌کند، قرارداد باطل است.

معین نبودن مورد معامله

هر معامله‌ ای یک موضوع دارد که به آن، مورد معامله گفته می‌ شود. موضوع معامله گاهی یک عمل و گاهی یک مال است؛ یعنی در اثر یک قرارداد، گاه برای طرفین تعهدی برای انجام یک کار به‌وجود می آید و گاه تعهد برای تسلیم یک مال ایجاد می‌شود. موضوع معامله خواه تعهد به انجام یک کار باشد و خواه تعهد به تسلیم یک مال، باید خالی از ابهام و  کاملا از نظر طرفین عقدمعلوم باشد. در غیر این صورت معامله باطل خواهد بود.

نتیجه

در صورتی که یک قرارداد به صورت صحیح واقع شود، تمامی آثار اصلی و فرعی مربوط به آن نیز به صورت کامل ایجاد می‌ شود و پس از انعقاد قرارداد برای طرفین حقوق و تکالیف خاصی به‌وجود می‌ آید. در نتیجه اگر هریک از آنها به تکالیف خود در مقابل طرف دیگر عمل نکند، شخصی که متضرر شده است می تواند به دادگاه مراجعه کند و با استناد به قرارداد از محکمه بخواهد که طرف قرارداد را مجبور به انجام تعهدات قراردادی خود نماید. در صورتی که قراردادی اوصاف فوق را نداشته باشد باطل است و این وضعیت در قرارداد باطل جریان نخواهد داشت و هیچ‌یک از طرفین نمی ‌تواند طرف دیگر را به انجام تعهدات مربوط به قرارداد باطل، وادار کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *