گروه وکلای یاسا، مشاوره با وکلای پایه یک دادگستری. تلفن تماس: (۰۲۱) ۸۷۱۳۲

گروه وکلای یاسا به شما کمک میکند در کوتاه‌ترین زمان با کمترین هزینه مشکل حقوقی خود را حل کنید

مشاوره با وکلای پایه یک دادگستری (۰۲۱) ۸۷۱۳۲

عقد نکاح

 عقد نکاح پیچیده‌ ترین عقد مصرح در قوانین مدنی کشور است. پیچیدگی حقوقی مربوط به عقد نکاح ناشی از اهمیت شخصیت طرفین برای انعقاد آن است. در پی انعقاد نکاح، تکالیف بسیاری بر ذمه زن و شوهر قرار می‌گیرد؛ بنابراین قبل و پس از ایجاد رابطه زوجیت و نیز انحلال آن حاوی نکات حقوقی فراوانی است.

 شروط صحت عقد نکاح

برای صحت عقد نکاح و نفاذ آن شرایط آتی لازم است:

  1. انجام ایجاب و قبول صحیح توسط عاقدین یا اولیا یا وکلای شان.
  2. حضور دو نفر شاهد با اهلیت.
  3. عدم موجودیت حرمت دائمی و یا موقت بین ناکح و منکوحه.

 نکاحی، صحیح و مشروع است که دارای شرایط زیر باشد:

  1. فرق جنسیت: یعنی زن و مرد نکاح کنند. نه مرد با مرد و زن با زن.
  2. اهلیت: در قانون مدنی کشور سن ازدواج برای مردها را 18 سالگی و از زن‌ها 16 سالگی تعیین شده است. یعنی برای انعقاد نکاح اکمال سن 18برای مردها و اکمال سن16برای زن‌ها شرط است. اما در حالت وخیم قاضی می‌تواند که عقد نکاح را قبل از سن معینه ازدواج اجازه بدهد. مثلاً در صورت حامله شدن دختر از پسری که هنوز سن ازدواج را اکمال نکرده باشد.
  3. رضا: رضایت در نکاح شرط است و آزاد بودن اظهار رضایت نیز شرط می‌باشد. یعنی کسانی‌که ازدواج می‌‌نمایند باید با الذات در محکمه حاضر شده و رضایت خود را اظهار نماید و از همین سبب است تا ناکح و منکوحه بطور آزادانه اظهار رضایت نمایند.

موجبات انحلال عقد نکاح چیست؟

  1. طلاق: شوهر در موارد نامحدود و زن در موارد محدودی که قانون برای او در نظر گرفته می‌توانند با مراجعه به دادگاه خانواده تقاضای طلاق کنند.
  2.  فسخ: وجود بعضی از عیوب در زن یا شوهر موجب انحلال عقد نکاح و قطع رابطه زناشویی می‌شود بعنوان مثال ناتوانی جنسی در شوهر و یا جزام و زمین‌گیری در زن می‌تواند از موارد فسخ از طرف یکی از زوجین باشد.
    البته استفاده از این حق برای زن و شوهر در صورتی است که از وجود این عیوب قبل از وقوع عقد مطلع نبوده باشد در غیر این صورت نمی‌توانند از این حق علیه دیگری استفاده کنند و یا جنون از عوارضی است که اگر زودگذر نباشد هر چند که مستمر و یا ادواری ( به طور دوره‌ای سالم و بیمار باشد) می‌تواند از موارد فسخ باشد.البته ذکر این نکته ضروری است که چنانچه زن پس از وقوع نکاح نیز از جنون همسر خود مطلع شود می‌تواند از حق فسخ استفاده کند ولی شوهر از این حق محروم است.اختیار فسخی که قانونا به زن و شوهر داده شده است فوری است. یعنی به محض آنکه یکی از طرفین از عیب طرف دیگر مطلع شد باید از این حق استفاده کند در غیر این صورت حق فسخ او از بین می‌رود و البته فوریت این حق نیز با توجه به عرف و عادت تعیین می‌شود.
  3. بذل مدت: بذل مدت مختص نکاح منقطع یا غیر دائم (صیغه) است و شوهر می‌تواند هر وقت که مایل باشد باقیمانده مدت نکاح منقطع را به زوج ببخشد و یا به عبارتی بذل کند.
    گاهی عقد نکاح خود به خود و بدون اقدامی از سوی زوجین منحل می‌شود مانند فوت یکی از زن و شوهر و یا ممکن است پس از عقد نکاح مواردی حادث شود که زن و شوهر به یکدیگر حرام شوند و در نیتجه عقد منحل شود بی آنکه زن و شوهر از حق فسخ استفاده کرده باشند مانند مواردی که زن و شوهر پس از عقد نکاح از اسلام خارج شوند .

تفاوت فسخ نکاح و طلاق چیست؟

فسخ و نکاح هر چند که از حیث داشتن عده یکسان بوده و تفاوتی با یکدیگر ندارند ولی از جهات بسیاری از احکام با هم متفاوتند که مواردی از آن در ذیل اشاره می‌شود:

  • در طلاق باید صیغه طلاق با تشریفات و بیان خاص اداء شود در صورتی که در فسخ نیازی به آن تشریفات نیست.
  • در طلاق شهادت دو مرد عادل ضروری است در حالیکه در فسخ نیازی به آن نیست.
  • طلاق چنانچه قبل از انجام زناشویی باشد زن حق مطالبه نصف مهریه خود را دارد در حالیکه در فسخ اصولا به زوجه مهریه ای تعلق نمی‌گیرد.
آیا مایل به حذف این دیدگاه هستید؟