سه سال از این مجلس ساده گذشت و الحق در طی این سه سال و یا حتی قبل از آن دیگر به چنین مجلس ساده و بی آلایشی نرفته بودم. امسال هم برای مجلس عروسی این دو نفر شرکت کردم. مجلس عروسی هم بسیار ساده و البته با سلیقه و آبرومند بود و همه چیز بسیار مختصر اما در حد مکفی تهیه شده بود و مجددا مانند مراسم عقد، مهمانها برگزیده و از بزرگترهای فامیل بودند. قبل از عروسی از خود عروس خانم که دوستم بود پرسیدم : وضعیت کار و خانه و .. چه شد؟ عروس هم در جواب گفت همسرم که همیشه به یک کار نیمه وقت مشغول بود . در دوران عقد هم تا جاییکه توانستیم از هزینه ها و خرجهای اضافه زدیم و تقریبا بیشتر حقوق همسرم را پس انداز کردیم.کل پولی را که پدر من و پدر داماد برای جهیزیه من و مراسم عروسی در نظرداشتند، به علاوه پس انداز همسرم و هدایای عقد را روی هم گذاشتیم. ابتدا حداقل وسایل جهیزیه را تهیه کردیم و این مراسم مختصر را هم گرفتیم بقیه پول را هم برای رهن خانه کنار گذاشتیم و …

وقتی پسران امکان ازدواج نداشته باشند مسلما میزان خواستگاری از دختران نیز به میزان قابل ملاحظه ای  کاهش خواهد یافت. البته توجه داشته باشید که منظور ما این نیست که جوانان را به سمت ازدواجهایی ناپخته، نسنجیده و بدون آمادگی سوق دهیم. ازدواج در سنین پایین و با حداقل امکانات نیازمند فرهنگ سازی عمیق در میان خانواده ها و آموزشهای منظم برای جوانان است.

وقتی مراسم تمام شد و در حال برگشتن به خانه بودم، با خودم گفتم ای کاش همه خانواده ها تا این حد فرهنگشان رشد کرده بود و با حداقل هزینه ها کاری می کردند که جوانها زودتر وارد زندگی مشترک شوند و تا سنین بالا برای تامین هزینه های جشن عروسی،رهن خانه، سربازی و … عمرشان نمی گذشت. بسیارند جوانهایی که در سنین ۲۲- ۲۳ سالگی نیاز به ازدواج را در خود احساس می کنند اما از یک طرف هزینه های بالای این مراسم و از طرف دیگر توقعات بالای هر دو طرف مانع از ازدواج این دسته از جوانان می شود. وقتی این دسته از جوانان از مشاورین کمک می خواهند، براستی یک مشاور چگونه می تواند مشکل آنها را حل کند؟ آیا یک یا چند مشاور به تنهایی می تواند طرز فکر خانواده ها را عوض کند و آنها را وادار به ساده زیستی بکنند؟ و یا تا چه زمانی به یک جوان نیازمند ازدواج می تواند توصیه کرد هر روز ورزش کن، رابطه ات را با دوستانت بیشتر کن، اوقات فراغتت را پر کن تا کمتر به این مساله فکر کنی و … آیا براستی صرف انجام این کارها کافی است؟

البته شاید در ظاهر به نظر برسد که این مشکلات تنها دامن گیر پسران است چون قرار نیست دخترها سربازی بروند، قرار نیست تامین درآمد کنند و یا قرار نیست عروسی مجلل بگیرند و لی این یک باور غلط  است چرا که وقتی شرایط ازدواج را برای  پسران سخت می کنیم از طرف دیگر این کار را در مورد دختران هم انجام می دهیم. وقتی پسران امکان ازدواج نداشته باشند مسلما میزان خواستگاری از دختران نیز به میزان قابل ملاحظه ای  کاهش خواهد یافت. البته توجه داشته باشید که منظور ما این نیست که جوانان را به سمت ازدواجهایی ناپخته، نسنجیده و بدون آمادگی سوق دهیم. ازدواج در سنین پایین و با حداقل امکانات نیازمند فرهنگ سازی عمیق در میان خانواده ها و آموزشهای منظم برای جوانان است.

برای مثال:

  • شناخت مفهوم و هدف از ازدواج
    ازدواج ارتباطی است که دارای ویژگی های گسترده و بی نظیری است. ارتباطی که دارای ابعاد زیستی، عاطفی، روانی، اقتصادی و اجتماعی است. به عبارت دیگر،همزیستی زوجین در درون خانواده باید موجب چنان رابطه عمیق و همه جانبه ای شود که که با هیچ ارتباط انسانی قابل مقایسه نباشد. به نحوی که این قرار داد دارای نوعی تقدس است. بنابراین شناساندن مفهوم و هدف از ازدواج به یک جوان از وظایف بسیار مهم والدین و از طرف دیگر جامعه است تا تنها بر اساس یک جنبه، مثلا کشش های جنس مخالف و یا فرار از تنهایی به فکر ازدواج نیفتد.
  • معیارهای درست و دقیق ازدواج باید به جوانان آموخته شود
    عوامل متعددی در موفقیت یک ازدواج موثرند. عوامل سیاسی و اجتماعی، تحصیلات، عوامل فرهنگی(مانند مذهب، آداب و رسوم،لباس پوشیدن و …) طلاق عوامل اقتصادی، عوامل اخلاقی و روانی، عوامل جسمی و ژنتیکی، سن، شغل و .. که در مورد همه اینها در مقالات متعدد صحبت شده است، پرداخته شود. لذا جوانی که قصد ازدواج در هر سنی را دارد باید در مورد معیارهای درست انتخاب هسر، مطالعات وسیعی داشته باشد. همچنین دوره های آموزشی مختلف در این زمینه وجود دارد. سازمان ملی جوانان از جمله پیشگامان این عرصه به شمار می رود که کلاسهای مناسبی را در این زمینه ترتیب داده است.
    عدم آگاهی به نیازهای احساسی و عاطفی خویشتن و همسر، و فقدان آگاهیها و مهارتهای لازم در ایجاد روابط احساسی و عاطفی میان زوجین و .. این عشق و هیجان را به سمت سردی سوق می دهد.
  • آگاهی یافتن از مهارتهای زناشویی
    معمولاازدواج مهمترین و پیچیده ترین حادثه در زندگی هر فرد است. اکثر ازدواجها با ذوق و شوق بسیار انجام می پذیرد اما پس از مدتی به علل گوناگون مانند عدم درک و شناخت صحیح از تفاوتهای بین زن و مرد توسط زوجین،عدم آگاهی به نیازهای احساسی وعاطفی خویشتن وهمسروفقدان آگاهیهاومهارتهای لازم درایجادروابط احساسی وعاطفی میان زوجین و… این عشق رابه سمت سردی سوق می دهد.
    لذا دریافت آموزشها و مطالعات کافی در زمینه مهارتهای زناشویی، بسایر مهم و حایز اهمیت است. بدیهی است اگر این آموزشها و تلاشها به اندازه کافی پیش از ازدواج صورت گیرد جوانان می تواننند اطمینان داشته باشند که پنجاه درصد راه خوشبختی و سعادت را به درستی پیموده اند. البته به شرطی که مهارتهای آموخته شده را در زندگی زناشویی، به کار ببرند.
  • توجه به ضوابط دوران عقد و نامزدی
    اگر قرار است این فرهنگ در خانواده ها جا بیفتد که جوانان علی رغم داشتن امکانات لازم برای ازدواج اقدام کنند، باید توجه داشت که با این شرایط، این امکان وجود ندارد که زوجین بلافاصله وارد زندگی مستقلانه شوند، بنابراین مدت زمان طولانی نیاز است که دو جوان تحت حمایت خانواده ها و در دوران نامزدی و یا عقد به سر ببرند. به طور قطع اگر قرار باشد دوران عقد طولانی باشد باید ضوابط خاصی را در نظر داست.
    برای مثال قرار ملاقاتها در دوران عقد باید بسیار حساب شده و با برنامه قبلی باشد. این که هر زمان آقای داماد اراده کرد به دیدار همسرش برود و یا مثلا مدتهای طولانی و حتی چند روز در خانه همسر و در کنار او باشد، نه تنها تایید شده نیست بلکه می تواند بسیار مشکل ساز شود. از طرف دیگر اگر ملاقاتها در این دوران خیلی افراطی و بی برنامه باشد، بنابراین تمهیدات لازم برای آن فراهم نمی گردد. دعاوی خانواده مثلا آراستگی ظاهر زن، طراوت و شادابی آقای داماد، تهیه هدیه مناسب(البته در برخی از موارد و در شرایط مقتضی) برنامه ریزی برای گردش  و تفریح و …باید مورد توجه قرار بگیرد، که مسلما دیدارهای افراطی و طولانی مانع از برآورده شدن این اصول می گردد.
درحال ارسال
امتیاز دهی کاربران
0 (0 رای)
امتیاز نظرات 0 (0 امتیاز دهی)

  • facebook
  • twitter
  • linkedin
  • linkedin
  • linkedin

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

درحال ارسال